بی من نشو!

 
 
نویسنده : المیرا آقازاده - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/٢۱
 

هنوز هم برای ترانه گفتن نگاه تو را کم دارم...

جای تو هميشه در کلام من خالی ست

می بينمت

هميشه و همه جا

اگرچه بدون آن لبخند زيبای هميشه ات

صدايت را می شنوم

اگرچه با فريادی تلخ

در گوشه ای از تنهايی خود تنهايم

من و خاطره هايم همچنان از تو و تصوير نگاهت سرشاريم

اما زندگيم عجيب از حضور مهربان تو خالی ست عزيز دل

با من نماندی و  با من نماند هيچ يک از شورهای شيرين زندگيم

بی تو چگونه هستم و راه می روم نمی دانم

اما نه! می دانم!

من فقط راه می روم اما نيستم!

زنده ای بدون روح!مرده ای که راه می رفت!

 


 
comment نظرات ()