هنوز هم برای ترانه گفتن نگاه تو را کم دارم...
جای تو هميشه در کلام من خالی ست
می بينمت
هميشه و همه جا
اگرچه بدون آن لبخند زيبای هميشه ات
صدايت را می شنوم
اگرچه با فريادی تلخ
در گوشه ای از تنهايی خود تنهايم
من و خاطره هايم همچنان از تو و تصوير نگاهت سرشاريم
اما زندگيم عجيب از حضور مهربان تو خالی ست عزيز دل
با من نماندی و با من نماند هيچ يک از شورهای شيرين زندگيم
بی تو چگونه هستم و راه می روم نمی دانم
اما نه! می دانم!
من فقط راه می روم اما نيستم!
زنده ای بدون روح!مرده ای که راه می رفت!
نظرات ()