بی من نشو!

 
اون روزا ما دلی داشتیم...
نویسنده : المیرا آقازاده - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۳٠
 

 

دلتنگی های  آدمی را باد به ترانه ای می خواند

رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده میگیرد

و هر دانه برفی به اشکی نریخته می ماند

سکوت سرشار ازسخنان نا گفته است...

از حرکات نا کرده ، اعتراف به عشقهای نهان،و شگفتی های بر زبان نیامده

در این سکوت حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو و من!

 

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم که چراغها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند

گوشی که صدا ها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود

برای تو و  خویش

روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد

و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد

و بگذارد که از آن چیزها که در بندمان کشیده است سخن بگوئیم

 (مارگوت بیگل/ ترجمه احمد شاملو)


 
comment نظرات ()