بی من نشو!

 
خنده!
نویسنده : المیرا آقازاده - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٤/٢٤
 
خنده هايت زيباست!
شور می بخشد به من!
آنچنان که روزی خنده هايم تورا شور می بخشيد!
در اين روزهای تلخ بی تو
در پوست پوسيده تنهايی هايم
نيازمند هيچکس جز تو نيستم.
تو می خندی و در من روح تمام
خاطره هامان جاری می شود
چقدر با هم می خنديديم!
دريغ از ياد اين روزها که به دنبال
يک لبخند ساده تو دنيا را می کاوم!
به لبخندی دوباره مرا به خويش بخوان!
مرا که عاشقانه آن روزهايت بودم
اين تاوان کدام گناه ناکرده من است؟؟؟
بيش از اين تاب مجازاتم نيست
خنده کن بر من و اشکهايم،
بگذار از طنين خنده تو جانی دوباره بگيرم!
با من باش!با خنده هايت،که دوست می داشتمشان!
مگذار خنديدن را بيش از اين فراموش کنم...
ا.آ

 
comment نظرات ()