بی من نشو!

 
وجودت!
نویسنده : المیرا آقازاده - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱۳
 

نگاه تو انعكاس صامت گرفتگي صداي يك فرياد است...

به من نگاه كن !

بگذار من - در سكوت صداي نگاه تو-

تراژدي مرگ همه فريادها را تجربه كنم!.. .

( كارو)

........

وجود تو، باران است ، هواي زيستن است

كه بر كوير خشك عريان تنم مي بارد و در ريه هايم جاري ست!

سبز تويي! آبي تويي!

نه! تو مخلوط همه رنگهايي!

بگذار من از رنگهاي نگاهت در اين ازدحام بي رنگي هاي دنيا

طرحي ماندگار بسازم!

و تمام نقاشيهاي دنيا را از آفريده شدن خجل كنم!

شگفتي تويي! كه بهت مرا برمي انگيزي! از اينهمه صداقت و شاعرانگي!

وان يكاد بخوان! گرفتارآهمان نكنند!

اسپند را بياور! نگاههاي ناپاك فراوانند!

و در انتظارند تا در فرصتي دستانت را از من بگيرند ،

شايد هم چشمانت را،

و بعد بنشينند و بر ناتمام من خنده هاي شيطاني كنند!

اسپند لازم نيست! وجود تو ، دستان تو و نگاهت سراسر آسماني و خدايي ست

وقتي تو بامني يعني كه شيطان را ميان ما راهي نيست ،

يعني كه هرچه ناپاكي ست شرمگين است ،

يعني كه همه جا صحبت از مرگ جدايي هاست!

وجود تو، رودي ست ، سراسر فصلي از رويش است

كه در تمامي من جاري ست و شريان حيات من است

و اميدي براي جوانه زدن و روييدنم!

باش تا باشم!

چون تمامي ذرات هوا! براي زيستنم نيازمند توام!

ا.آ


 
comment نظرات ()