بی من نشو!

 
منظومه ای!
نویسنده : المیرا آقازاده - ساعت ۸:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/٩/٢۳
 

تو منظومه اي ! در غزل كوتاه من نمي گنجي!

تو گلزاري رنگين و عطرآگيني !

براي حافظه كوچك مشام من ، بسياري!

سرزميني از واژه هاي رنگارنگي!

با كلام حقير من سروده نمي شوي!

دريايي! دنيايي!

در خانه كوچك من جا نمي گيري!

 

بهار تويي!

و اين منم كه رنگ پاييزم!

زندگي ام رنگ پاييز شده است!

برگ ريزان تنم را به استواري و يك رنگي تو مي بخشم!

ريشه هاي من در توست!

سيرابم كن ازا اين ابرهاي روشن پاييزي ،

از زلالي چشمانت!

اي آسماني ترين! ببار ، بر پاييز هميشه ام ببار!

زندگي ام پاييزي ست

بهار هميشه ات را به عرياني شاخه هايم هديه كن!

سرودني ترين! بسراي!

 

اي منظومه ، اي گلزار رنگين!

اي سراسر واژه ، دريايي ترين ! بهاري ترين!

با من باش !

براي غزلهاي كوچكم! براي مشام زندگيم!

براي كلام ناچيزم!

براي خانه كوچكم!

براي پاييزهاي زندگي ام!

بمان!

نرو ، بمان! به خاطر عشق!

براي شبهاي بي ستاره ام ، چشمانت را نيازمندم

 

ا.آ

 


 
comment نظرات ()