بی من نشو!

 
سال نو مبارک!
نویسنده : المیرا آقازاده - ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱/۱
 

بي وقفه مي رسـم به تو ! به اون نـگاه ناب تو !

رخصت بده كه چشم من يه شب بشه مهتاب تو!

(الميرا.آ)

 

 به تو!

 

نازنينم! به عشق عادت دارم!

من عادت دارم!

آري! من به آغوش مهربان تو عادت دارم!

به بوسه هاي تو عادت دارم!

من به شنيدن صداي خسته ات حتي ،

كه شور زندگيم را مي گيرد، عادت دارم!

من به اين تمام روز تنهايي بي تو عادت دارم!

و من به گنگي اين آينده هم عادت دارم!

شك نكن به من!‌به ماه!!

شك نكن به اينهمه عادت عاشقانه!

من به با تو ماندن و خواندن ، با تو بيدار شدن و با تو خوابيدن عادت دارم !

به تو عادت دارم! به تو ايمان دارم!

به تو عشقي فراوان دارم!

به نرمي دستانت ، به نگاه مهربانت ، به خنده هايت عادت دارم!

به تو عادت دارم! به تو ايمان دارم!

به روياي تورا داشتن هم عادت مي كنم!

من به اين هراس بي تو زنده ماندن اما عادت نمي كنم!

همين براي هزارسال تازگي و عطش يك عشق كافي نيست؟!

 

…………………………………………………………

 

براي بهترين برادر دنيا:

 

عيده و امسال عيدي ندارم// گذاشتی رفتی عزيزم من بيقرارم

عيده و امسال تنهای تنهام// به جای عيدی عزيزم من تورو می خوام

از وقتی رفتی غمگينه خونه//گريه ام می گيره با هر بهونه

رفتی و موندم با اينهمه درد//هرگز نمی شه فراموشت کرد

اگرچه نيستی ياد تو اينجاست // عشقت توی قلب ماهاست

هرجا که هستی خدا به همرات//دعای خير پشت و پنات

هرجا که رفتی خدا به همرات...

(بابك روزبه)

 

حالا  ديگه جز تو هيچ عيدی نمی خواهم و هيچ کس انگار اين عيدی را به من نمی ده!

من هرگز از اينکه قدر آدمها را در نبودشان بفهميم خوشم نمی آمده

حالا چرا وقتی که نيستی اينهمه يادت می افتم؟ چرا گذاشتی همه وقت چيدن سفره رو گريه کنم؟

چرا نيستی؟ چرا من کنارت نيستم؟ چرا نبودم؟ چرا جای خاليت اينهمه اذيتم می کنه؟

چرا وقتی که بودی مثل اکثر خواهر برادرا آرزو نمی کردم که نباشی!؟

اينهمه حس جای خاليت به خاطر اينه که هميشه بودی و هميشه خوب بودی

برای اينه که هميشه با هم می خنديديم،چون هميشه تکيه گاهی،حتی وقتی نيستی می دونم که

اگه بهت نياز باشه بهترين تکيه گاهی...بازم باش و پاکيهاتو يادم بده،خوبی رو يادم بده

هر سه برات دعا کرديم ...

نبود تو يه درده بزرگه و من مثل بقيه وقتهای زندگيم بايد سکوت کنم و اينو به کسی نگم

سال نوی بقيه رو خراب نکنم،بگم و بخندم و ناراحتيهام و برای خودم نگه دارم...

و هيچکس نفهميد نبود تو با من چه کرد...هيچکس...

فقط همين روعيدی دارم برات: دعای خير...ببخش که کمه، تو که بلدی ببخشی

تو که بخشيدن رو بلدی، تو ببخش...

 

حالا ديگر سالهاست ، سالهاست كه هفت سين ما تو را كم دارد

حالا ديگر سالهاست كه لحظه تحويل سال را گريسته ام بي تو

من به اين جاي خالي تو، درست روي صندلي كناريم ، هنوز عادت نكرده ام

و بهارم هنوز بهار نشده است

تو كه بيايي ، تو كه باشي زمستانم حتي از همه بهارها بهاري تر مي شود!

سال نو شده است! مي خواهم حرفهاي نو بزنم!

اما هنوز حرفهاي تكراري مي زنم! : دوستت دارم عزيزترين،بهاري ترين

و دلتنگ توام، امروز را و همه بهارهاي آينده را

حالا ديگر سالهاست كه تو نيستي اما مي بينمت! همه جا! ،

صدايت را مي شنوم ، از همه چيز!

تو كه باشي هيچ چيز اين جهان نمي تواند غمگينم كند!

دوستت دارم اسطوره پاكي ، معناي مهرباني

 

عليرضاي عزيز، برادر گلم سال خوبي برات آرزو م كنم و

 از همين راه دور روي ماهتو مي بوسم!

 

                         سال نو همگی مبارک...

 


 
comment نظرات ()