بذار صدامو بکشه ! ترانه آخرش خوشه!!...(شهیار قنبری)
نمی دانم چه بگویم؟! مبهوت مبهوتم...
از لابه لای اشک و دستانی که جلوی صورتم گرفته ام به تلویزیون نگاه می کنم
گرمم می شود، شعله های شومینه بیشتر و بیشتر می شوند، بوی دود احساس می کنم...
خبر می رسد که خانه ی عزیزی بلوک 52 مهرآباد جنوبی است...
حالم از آنکه بود بدتر می شود...
دستم می لرزد، تلفن را برمی دارم، خطها قطع هستند، تلفن از دستم می افتد و
صدایی در دلم هی می گوید : نه! نه!...
با خانه ی عزیز دیگری تماس می گیرم... بوغ اشغال... پنج دقیقه بعد... هنوز بوغ اشغال...
دستم برای تماس دوباره جان ندارد... بغضم را می خورم... بوغ آزاد : ... دستم می لرزد...
صدای گرفته ی آن سوی خط بدون اینکه حرفی بزنم می گوید :
همه سالم هستند... همینطور که لبخند می زنم بغضم آزاد می شود...
نه! همه سالم نیستند، نه! و گوشی را می گذارم...
هنوز مبهوت تلویزیون را نگاه می کنم، همه چیز شبیه کابوس است...
نه یکی، نه دوتا، و میان صدای ناله و گریه و سوختن ، صدایی می گوید بیش از صد نفر...
..............................
تو معنی جنایتی ، خسته از این اسارتم...(المیرا آقازاده)
نمی دانم چه بگویم!... اینقدر خبر بد شنیده ایم و اینقدر درگیر این کابوس شدیم که
درگذشت منوچهر نوذری را یادمان رفت...
منوچهر نوذری به منوچهر آتشی و حمید خیر خواه که صبح دیروز در صبح به خیر ایران دیدمش و
دیگر نخواهم دیدش و به جان باختگان دیروز پیوست... با یک فرق:
او با هواپیمایی که دستور پروازش روز قبل به خاطرنقص فنی لغو شده بود پرواز نکرد...
غمگینم ! همین!...
نرون مُرد! ولی رُم نمرده است! نه اتاق توقیف ماندنی است و نه حلقه های زنجیر...(پابلو نرودا)
............................
سرودِ سپیده
تا کی ستیز داس و شقایق اعدام برگ و قتل صنوبر
تا کی مصاف سرب و شقیقه تا کی ستیز سینه و خنجر
با هر سپیده بانگ گلوله در هر گلوله مرگ کبوتر
با هر کبوتری گلی از خون در هر گلی ستاره ی پرپر
از نو قسم به گل به ستاره از نو قسم به خلق دلاور
ای جوخه جوخه های جنایت ای چکمه های به خون شناور
با طبل گام شب شکنان و با ضجه های اینهمه مادر
تصنیف سرخ مرگ هیولا آواز ناب خشم برادر
هر مشت بسته غنچه ی کینه تا خون بهای لاله ی بی سر
تا فصل فسخ حصار و زنجير تا نسل همصدا و برابر
با پرچمی به رنگ ترانه بر شانه ی شهامت خواهر
یک نعره مانده تا خودِ خورشید تا مرگ دیو خفته به بستر
ای در ستیز این شب خون ریز ای دست تو مسلسل و سنگر
با من بیا به فتح رهایی تا مرگ سایه،تا شب آخر
امروز ما شکستن هر مرز فردای ما تبلور باور
با هر سپیده عطر ترانه در هر ترانه سپیده ی دیگر
( یغما گلرویی )
سرود سپيده را آرش افشار نازنين اجرا کرده که کار بسيار بسيار خوبی است.
ترانه را در سايت او :
www.arashafshar.com می توانيد بشنويد.
نظرات ()