معجزه!

۱)

دوستت دارم هاي ساده!

عشقهاي پيچيده!

قولهاي عمل نشده!

حرفهاي نگفته!

دروغهاي مداوم!

ميان اينهمه تو را چگونه جدا كنم؟!

ا.آ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۲)

آرزوهاي مرا نديده اي؟ پشت همين پيچكِ كم پيچ؟!

آرزوهايي كه اينجا ميان اينهمه سيم و بي سيم و اين راهِ دور با تو مي گفتم را؟!

آرزوهاي مرا نديده اي؟ آرزوهايم را چون ياد روزهاي خوب كودكي گم كرده ام!

نه ! نه! خودم را گم كرده ا م!

ا.آ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

۳)

مي خواهم بخندم!

دوستت دارم را بگو! بسيار!

براي اينكه گوشم را از حرفهاي بد ديشبت خالي كنم!

بعد ببخشمت و فراموش كنم و

براي اينكه بخندم! به اينهمه بلاهتم!!

مي داني؟!! وقتي كه تو دوستت دارم مي گويي و من باور مي كنم

روي همه ي ساده لوحان جهان را سفيد مي كنم!

ا.آ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۴)

من اعتراف کرده بودم! بارها و بارها که عاشق تو بودم!

تو رفته بودی و من شب و روز گريسته بودمت!

گريسته بودم تو را!

و مردم انگشت به دهان مرا مي نگريستند!

انگار كه معجزه اي بودم ميان اينهمه عشقهاي دروغين!

ا.آ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 اينها دست نوشته های ۱۴سالگي هاي من اند! به جز ۳ و ۴!

…...................................…………………………………………

 

و اين ترانه هم! دقيقا ۱۴ ساله بودم! ۱۶/۶/۱۳۷۸

 

معجزه!

 

نگات خودش يه معجزه اس!

چـشـات شـبـيه قـصـه هاس!

بـخند به گريه هـاي من!

كه ختم دردُ غصه هاس!

تو بودنت يه معجزه اس!

دست تو عشقُ مي ياره!

قـدم رو قــلـب مـن بـذار!

كه زير پات گل مي كاره!

نفس بكش به جاي من!

فـقـط بـراي مـن بمون!

بـه خـاطـر شـقـايـقـا

از دل عاشقم بخون!

بخون به نام معجزه!

به نام عشق بي ريا!

به خـاطـر دلـم نرو!

بـراي عـاشـقـي بيا!

تو بودنت يه معجزه اس!

بـراي مـن عـشـقُ بـيـار!

نـگاهي كن بـه ايـن كويـر

بـه آســمـون بـگو بـبـار!

بخون به نام خاطره!

به نام قلب مهربون!

به خاطر دلم نرو!

براي عاشقي بمون!

                    

                         الميرا آقازاده

 

انگار که حرفهای کودکی ها شادترند!

حيف که کودکان دوام محدود شاد بودنهاشان را باور نمی کنند!

باشد که برگرديم به کودکی! به روزهای خنده های بی مهابا ،

به روزهای ترانه های شاد!!

 

(من می خوام برگردم به کودکی ....نمی شه!*حسين پناهی*)

/ 45 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوداسینایی

سلام دوست عزيز با اجازه لينک دادم. بروزم و منترت . بی نظر نيا. يا حق

ميثم يوسفي

بی من نشو نه بانو! من ناگزيرم از تو! يک لحظه باورم کن.تا گر بگيرم از تو/خوبی خانم بی من نشو؟! به روز نمی کنی؟!

خون

شما اين « سايه » رو که توی وبلاگ من به شما تيکه انداخته می‌شناسين ؟ می‌شه به من معرفی کنين ؟

ترانه آزادي

وبلاگ دوست داران ایرج جنتی عطایی بانام گل سرخ ترانه با خبر گرامی داشت ایرج جنتی عطایی به روز شد. شاد باشد و آزاد.

hamed

الميرا خانم ؛ حامد علی محمدی هستم. سری به وب لاگم به نام زمستون برفی بزنيد...

bacchus

و من تو را باز کجا خواهم يافت........جز درانديشه ی خويش....

تیرداد

سلام الميرا آقا زاده عزيز ... با يک مقاله به روزم ... و منتظر نظر ت ... با احترام : تيرداد راد

الميرا

سلام‌ هانی‌ جان: نه! اين سايه‌ جان را نمی‌شناسم! اما اون که تيکه نبوده! ايشون نمی‌دونستن که‌ من ۱ساله که از دور و نزديک می شناسمت و با غزلهات آشنام...مرسی‌ عزيزم...سر‌فرصت غزل را‌دوباره‌ می‌ خوانم عزيزم...موفق‌ باشي

بهرام کمالی

وقتی می رود همه ی ذهنهای دور و برمان می روند و ما به خاطرات دل می دهيم و عجب فاجعه ای...با يه کار سپيد بروزم و منتظر حضور و نظرتون...برقرار باشيد.

سیامک

سلام دوست من !...خوبيد ؟!.. من هميشه می آيم و می خوانم و گاهی متاسفانه به حيلی از دلايل مثل کمبود وقت يا کندی اينتذنت ار کامنت گذاری باز می مانم ... ترانه تان را هم چند روز پيش خواندم وووترانه خوبی ست برای آن موقع ...ولی برای حالا شايد سادگی زيادی دارد و کم تصويری و کم کشفی ... مهربانی تان هميشه موجب شرمندگی من است ...شاد باشيد و برقرار