حضور ٍ تو!

خوشا به حال آنان که به سبب نیک کردار بودن، آزار می بینند،

زیرا ایشان از برکات ملکوت آسمان بهره مند خواهند شد.

کتاب مقدس (انجیل متی، آیه ی 13:5)

 

 

این روزها هیچ چیز جز حضور ناب تو، غبار آینه ام را پاک نمی کند!

هیچ چیز جزتکرار نام عجیب و زیبای تو لبهایم را از شکوه باز نمی دارد!

و هیچ چیز جز عاشقانه های تو که بی دریغ نثار من می شوند، تعجب مرا بر نمی انگیزد!!

حضور عاشق تو مثل آفتاب این روزها کیمیا ست و سرمای مرا گرم می کند!

تو از کجا رسیدی؟! ناگهان و یک باره؟!

تو، که شبانه های بی خوابی من کنار منی،

و تو، تنها تو توانستی که این روزها مرا به خندهوا داری!

گفته بودم، نه؟!

که سرم که روی شانه های تو بود ودستانم که غرق دستان مهربان تو بود ،

تمام دردهایم از همان در کناریمان بیرون می رفتند؟!

حضور ناب تو ، زیبایی واژه های من است! همین کفایت می کند، نه؟!

دیگر هیچ چیز نمی تواند مهم باشد!

وقتی تو باشی و رویا و شبانه های لبخند و آغوش و ترانه،

وقتی تو باشی و مهربانی بی دریغ تو ، تو باشی و شب بوسه ها و امنیتِ کنار تو بودن،

هیچ چیز این جهان بی کرانه نمی تواند مهم باشد!

المیرا. آ

 

 

امروز هم از کیمیای نام تو ، این واژه های خام ،

در دستهای خسته ی من ، شعر می شوند!

من در ادای نام تو دم می زنم ،شعرم حرام باد اگر روزی، تا بوده ام،

جز با طنین نام تو شعری سروده ام! نام تو نام مجنون...

نام تو رازی نوشته بر پر پروانه هاست،

گلها همه به نام تو مشهورند ، آیینه ها از انعکاس نام تو می خندند...

لبخند در تلفظ نامت ضرورتی است!

نامی برای مردن، برای تا به ابد زیستن ،نامی برای بی آنکه بدانی چرا، گاهی گریستن...

زیرا که نام کوچک تو شرح هزار نام بزرگ خداست!

زیرا هزار نام خدا زیباست...

(نه گندم و نه سیب/ قیصر امین پور)

 

 

و ترانه ای که اصلا ربطی به سفارشی که برای تیتراژ برنامه ای به من داده اند، ندارد!!

 

زن

 

ردِّ بی حرفی ِ زن در شعرم

بغض عاصی شده در سینه

فریاد ضدِ تحقیر، فریاد ضدِ بیداد

شعری اسیر کینه

 

زن شورِ شعرِ من بود

زن ، شکل مادرم بود

او مثل یک فرشته

در قلب و باورم بود

 

لبریز حس پرواز

اما همیشه در بند

دل مرده ی همیشه

در آرزوی لبخند

 

زن شکل خواب من بود

یک شعر صادقانه

زن، آیه های هستی

زیبا و عاشقانه

 

زن پاک و بی قرینه

همیشه بی صدا بود

تحقیر پاکی او

در معرض خدا بود

 

ردِّ مظلومی زن در شعرم

بغض خالی شده از فریاد

نوبت ِ دیکتاتورها

برای رفتن از یاد

 

المیرا. آقازاده

 

 

 

از این روست که او محبت بیشتری نشان می دهد،

چون گناهان بسیارش آمرزیده شده است.

اما او که کمتر عشق و محبت ورزید، آمرزش کمتری یافت.

کتاب مقدس ( انجیل لوقا 47:7)

 

ا.آ

 

 

/ 36 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش افشار

ترانه‌ی خوبی بود و متفاوت با پيش از اين از تو شنيده‌ها. يکی دو بخش را نفهميدم يا نپسنديدم اما، مثل تحقير پاکی او در معرض خدا بود (نفهمیدم) و زن آيه‌های هستيَ زيبا و عاشقانه (نپسندیدم و سردستی آمد به نظرم)!

سیامک

سلام دوست من ! ...خوبی‌؟!... ممنونم از مهربانی هميشگی ات ...راستش من موافقم که فضای اين کار متفاوت بود با کارهای ديگرت اما از آنجا که بسيار معتقد به فاصله ميان شعر و شعار هستم و فکر می کنم رسالت شعر فرسنگها با شعار فاصله دارد و حرف شعر باید قطعا هنرمندانه وشاعرانه باشد و ... فکر می کنم ترانه ات به خصوص در برخی بندها به سمت شعرا میل کرده بود ... تصویر و تخیل چیزی ست که فاصله اساسی بین شعر و شعار است ..می دانی که ...شاد باشی و برقرار

علیرضا -آذر

الميرا اتفاقی افتاده ؟ سرنميزنی دليل خاصی داره ؟

آذرباد

خدا....لیلا یه زمینی می خواد.آخه دلش خیلی کوچیکتر از این حرفاست.لیلا کوچولوی من زودی دلش پر میشه.زودی دلش تنگ می شه.لیلا رو چی کار کنم.من کی باشم دعا کنم.من که همش اینجا و اونجا که می رم.باز اسیرم.بهش می گم.خنده بزن.لیلا می گه.دلم بد جوری مرده.می گم یعنی چی لیلا.سرش و میندازه پایین.مثل ابر بهار گریه می کنه.می گم لیلا.عزیزم.من که همیشه میام پیشت.من.....خودم حرفم و می خورم.به خودم می گم چی داری میگی تو.آره.چی خیال کردی.انقدر دنیای لیلا تنگ و کوچیک شده.که نهایت رویا و آرزوش.دیدنه نور آفتابیه که صبح زود نازش می کنه.آفتابی که از بس تکراری شده.سوزناک شده.آره.گاه و گاه و گاه.پیش میاد که.همیشه اونجوری نباشه که تو فکر می کنی.......

حامد علی محمدی

سلام الميرا جان ! به روزم ... حوشحال می شم به من سر بزنی موفق باشی بای

sahar

سلام الميرای خوبم خوشحالم که هنوز لبخند رو فراموش نکردی ...مثل هميشه ..موفق باشی من شباهنگام ان دم که تورانزد خود ميبينم بهترين ارامش برترين خواهش واحساس نياز در دلم ميجوشد قدرش رو بدون.

کوروش

سلام .زياد وقتتون رو نمی گيرم .به روزم با يه ترانه .با اينکه تخصصم نيس . ولی خوشحال می شم اگه مثل هميشه سر بزنيد.موفق باشيد

مهدي تهراني

سلام خوبی دوست من ..وبلاگ بسيار زيبايی داری ..و مطالب زيبايی..وبلاگ شما رو پگاه جان به من معرفی کرد و گفت که شما ترانه سرا هستيد ..ميخواستم که اگر زحمتی نيست سری به وبلاگ من بزنيد و اشکالات من رو بهم بگيد .ممنون ميشم ..موفق باشيد

مجيد

سلاو دوست عزيز وبت خيلي قشنگه مطالبشا كه خوندم احساس عجيبي بهم دست داد احساسي كه منا از نوشتن باز ميداشت و به دوباره خوندن دچار ميكرد خلاصشا بگم كه وبت حرف نداره ************************************* خوشحال ميشم كه به وب منم سر بزني من منتظر حضور سبزت ميمانم *********************************** تقديم به شما ... بي همگان به سر شود بي تو به سر نميشود داغ تو دارد اين دلم جاي ديگر نميشود بغض دوباره ديدنم از تو به در نميشود ************************** موفق باشي دوست عزيز

علیرضا آذر

سلام... فکر کردم قهر کردی...آخه دیدم سه چهار جا کامنت گذاشتی واسه من هیچی ننوشتی گفتم شاید مشکلی پیش اومده....در هر حال خوب و خوش باشی...