از تو!

می دانم که نهانی در جايی از همين اتاق!
می دانم که ايستاده ای و به من می خندی!
به گريه هايم ، به فريادهايم
چه اهميت دارد ؟! تو هم ببين!
از تو می نويسم...
ببين!
ستاره باران نگاه توست که بر کاغذ من است
و تمام کاستی های کلامم از جای خالی توست!
از جای خالی توست
که خالی ست همه چيز!
از تو می نويسم...
همواره و پياپی...از تمام پاکيهايت...
من و خاطره هايت نشسته ايم منتظر!
منتظر که بيايی...
که هر صبح نگاهت را در چشمان من بريزی
که سيراب شود
تو می گفتی صدای خنده هايم را
می شنوی که می گذرم...
جای تو خالی ست...خنديدن را از ياد برده ام...
حتی گاهی ديگر گريه نمی توانم کرد...
بيش از اينها مبهوت اين بهتم...
ا.آ

/ 8 نظر / 10 بازدید
cinderella joon

salam...bazam man oOmadam:P....bebin ye pishnahad daram...to sherat kheili ghashange ...heife...enghad tondtond up nakon...oOnvaght hishki vaght nemikone bekhoOnadeshoOn...heyfe sheraye be in ghashangi nist ke nakhoOnde bemOonan??!1

maziyar

سلام . تشکر از اينکه سر زدی . رو در وايسی نکن بازم بيا

شوالیه رز سیاه

عشق واژه‌اي است از جنس نور که با دستی از جنس نور بر صفحه‌ای از جنس نور نوشته می‌شود.

محمد(skurooch)

سلام الميرا خانوم وبلاگ و احساسات فوق العاده اي داري . بهت تبريك ميگم . آنطور كه متوجه شدم شما هر روز آپديت مي كني . بابا ايول. به ما هم سر بزن.

omid1977

سلام دوست من .... وبلاگت خيلی جذاب و دلنشينه ... و عاليه که سريع اپديت ميکنيد. بی صبرانه منتظر مطالب جديد و زيباتون هستم. موفق باشيد و بهروز. بای بای

nazanin

عالي بود الميرا جون*************