24 بهمنی که خودش را به خاطر مرگ فروغ نبخشید...

دلم برای اینجا تنگ شده بود ...

برای اولین بار 7 بهمن ماه چیزی ننوشتم... نه اینکه نخواستم یا فراموش کردم اما خواستم این روتین همیشه رو بشکنم!!!

آرشیو این وبلاگ پر از خاطره است برای من...چه خوبه که جایی هست که خاطراتو میشه به اشتراک گذاشت...

 

به مناسبت مرگ فروغ عزیز:

 

من در میان توده ی سازنده ای قدم به عرصه ی هستی نهاده ام

که گرچه نان ندارد، اما به جای آن،

میدان دید باز وسیعی دارد

که مرزهای جغرافیاییش از جانب شمال،

به میدان پر طراوت و سبز تیر و از جنوب، به میدان باستانی اعدام، و در مناطق پر ازدحام،

به میدان توپخانه رسیده ست...

فاتح شدم،بله فاتح شدم!

پس زنده باد 678صادره از بخش 5 ساکن تهران!

که در پناه پشتکار و اراده،به آنچنان مقام رفیعی رسیده ست،که در چارچوب پنجره ای،

در ارتفاع ششصد و هفتاد و هشت متری سطح زمین قرار گرفته ست،

و افتخار این را دارد که می تواند از همان دریچه- نه از راه پلکان-

خود را دیوانه وار به دامان مهربان مام وطن سرنگون کند

و آخرین وصیتش این است که

در ازای ششصد و هفتاد و هشت سکه،حضرت استاد آبراهام صهبا

مرثیه ای به قافیه ی کشک در رثای حیاتش رقم زند!

/ 10 نظر / 26 بازدید
کسرا

سلام 7 بهمن چه روزیه مگه؟

المیرا آقازاده

کسری جان 7 بهمن روز خاصی نیست!تولد برادر منه که من همیشه تو تمام سالهایی که وبلاگ داشتم براش مطلبی نوشتم...

ادوین

یه ارمنی...

mahmood

سلام.. نوشتم بالاخره.. بیا لطفا انگار امروز کامل ترین روز دنیاست. هیچ کس در دنیا نیست. ما همه هستی را دور زده ایم.

غریب آشنا

من روکم فضای وبت خیتی دلگیره یه سرو سامونی بهش بده

با سلام خدمت شما وبلاگ بسیار خوب و پویایی دارین در پناه حق موفق و موید باشید . مددی با بازدید از این وبلاگ ، با شهرستان فریمان بیشتر آشنا شوید و از جاذبه های گردشگری و تاریخی آن دیدن فرمائید فریمان تاریخ و تمدن و معماری -فریمان سیتی www.farimancity.blogfa.com منتظر نظرات ارزنده شما هستم با تشکر

ALI

فرشته مهربان من اگر بخواهم یک روز عشقم را برایت در قالب یک جمله بیاورم ... تمام جملات عاشقانه جلوی دیدگان مهربانت زانو خواهند زد . به من بگو ... ارزش مهربانی هایت قدر چند هزار اقیانوس ست ؟ چندین هزار باران بوسه بایستی بر دستانت ببارانم ؟ این تو بودی که به من آموختی تنها راز دار دل عاشق من کیست ... تو بودی که خورشید را در چهارچوب نگاهم حبس کردی تا مبادا مسیر زندگی را برای لحظه ای محو ببینم . مهربان مادرم ... در و دیوار های وجود علی ... همه و همه از آن توست و بر روی تک تک آن ها نامت حک شده به گونه ای که تمام هستی ام مدیون عشق جاودانه توست . فرشته من ... می دانم گاهی اوقات علی ای نیستم که در دلش بذر مهربانی را کاشتی اما بدان ... بعد از مهربانترین تک سوار قلب من تو هستی . تنها تو هستی که صدای دل مرا می شناسی و تمام حرفهای نگفته ام را تنها با یک نگاه درک می کنی . مادرم بخند ... بخند که شیرینی لبخندت تمام غصه های هستی را ذوب می کند . مادرم وصله ی جان و روح من توِیِی و هیچ کس به جز تو قادر نیست کتاب عشق را برایم ترجمه کند ... هیچ کس فرشته ی مهربانم عاشقانه دوستت دارم

نازیلا/بندرلنگه

سلام.من از بندرلنگه مزاحمتون میشم وبلاگ بسیار زیبا و آموزنده ای داری اومدم تا همه رو به دنیای مجازی و گفتگوی آزاد دعوت کنم ویه سر به چت روم بندرلنگه بزنید.چت رومی بسیار زیبا برای دوستان عزیــــــز.....درضمن هیچ ربطی به نیمباز ندارد و یه سایت مستقله.......اینم آدرسش www.Lengehchat.ir

مهدی آخرتی

چون عشق «عاشق علی» به گلنار بعد از ده سال پنهان شدن . . . به روزم با شعر و صدای خودم دعوتید