با تو!

می آيي برويم آسمان را پيدا کنيم؟!
............

کنارت که هستم، با تو که حرف می زنم ، انگار می دانم آسمان کجاست !
در چشمان مهربان توست!
و انگار دنيا را می دانم کجاست!
همينجا ، ميان ما ، در دستان عاشق ما
و عشق را انگار می شناسم!
می بينم ، لمس می کنم ، لمس تو ، لمس زيباييها و پاکيهاست...
کنار تو جای امن ماندن را بلدم ،
صدای امواج عشق را می شنوم و نبض زندگی در
دستان من است...
دوستت دارم! همپای مجنون! با نيروی فرهاد! به زيبايي و فراخی دريا!
شيرين حتی اينگونه صبور نبود ،
خسرو هرگز اينقدر شيدا نبود ، که من!
مجنون جنون را اينگونه درنيافته بود ، که من !
و فرهاد اينهمه جان نداده بود و
دريا اينقدر خروشان نبود ، که من!
ليلی اينهمه دوست داشتنی و آيدا اينقدر شاعرانه نبودند ، که تو!
و عشق يک حماسه اگر که باشد ، تو ،
قهرمان تمامی حماسه هايي!
افسانه تويی! ترانه تويی !
و من ذره ای در غبار! در گردباد!
نه حماسه ام ، نه افسانه !
دستان نرم و مهربانت را به من بده!
دستانم را بگير! زيرا که دست در دست تو در دورترين جای جهان حتی،
گم نمی شوم...
اگر که باشی با من ! نور را در آيينه چشمانت می بينم!
خورشيد، انعکاس نگاه توست!
و ترانه عصاره دستانت و عشق ، زاده قلب توست!
و من از رويای تو می آيم!
از شبانه های دلتنگی ات ، از پيش بينی های شاعرانه ات!!!
من در جايی از روحت نهان بوده ام!
من ، توام! همينقدر نزديک!
اما نه! من در وسعت بی انتهای تو جا نمی شوم!
من به اندازه دستان سخاوتمندت ،
نه ، حتی به اندازه قلب مهربانت هم نيستم!
بمان با من! و بهار وجودت را به کوير تنم هديه کن!
ای صدايت سبز!
ای نگاهت شعر ! ای وجودت پاک!
ثانيه های باطلم را به گوهر ترانه هايت بيارای!
و تاريکی لحظه هايم را به روشنايی چشمانت ستاره باران کن!
ای وجودت ستاره خيز!!!
اگر که باشی با من ،
عشق را می بويم ، در آغوش می کشم ، و زندگی را نيز...
ا.آ
در اتاقم که پنجره اش به تصويری از تو باز می شود!


/ 25 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
lomex

salaaaaam...elimiraye mehrabun....chera dige maro tahvil nemigiri..baba zire patam ye niga bendazz...hanuz nakhundam hamasho...bazam miyam...in dafe up kardi kjabaram koniyaaa.....

ageyerouz

سلام! خيلی زيبا بود. ببينم اينو خودتون نوشتيد؟! اگر جواب مثبته کارتون خيلی درسته! خوش باشی!

سید مهدی

سلام! ۵۰٪ سهام اين وبلاگ به فروش می رسد آيا وکيلم؟

amoali

سلام... ممنونم که هنوز به فکر مايی... قراره يه وبلاگ ديگه درست کنم... هر موقع که آماده شد خبرت می کنم... بازم منتظر حضور هميشه سبزت هستم...

الميرا

آقا يا خانم ت : ببخشید پیام شما پاک شد ، چون من منظور شما رو از اون حرفها نفهمیدم و فکر کنم اشتباهی رخ داده بود!! اگر دوست دارید پاسخی بشنوید لطفا نامی داشته باشید و نشانی و در محدوده الفاظ درست صحبت کنید.... متشکرم

sogoli

دستانم را بگير! زيرا که دست در دست تو در دورترين جای جهان حتی، گم نمی شوم...

mehrdad

سلام من باز اينجام چون اومدم ببينم چيزی نوشتی يا نه.ولی چيز جالبی که ديدم اين بود که تو اسم شعرت رو گذاشتی با تو ومن بدون اين که حواسم باشه اسم چيزی رو که نوشتم گذاشتم به تو و تازه می خواستم يه چيز بنويسم اسمشو بذارم با تو.به هر حال جالب بود برام که تو هم از اين عنوان خوشت مياد.راستی اگه وقت داشتی از شعرای عليشيری برام بفرست چون وبلاگش فعلا روزه سکوت گرفته.موفق باشی شاعر عاشقانه گو.

سید مهدی

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي // دل بي تو به جان آمد وقت است كه باز آيي // سلام // نماز روزه هاتون قبول حق باشه، انشاالله // آدرس وبلاگ شما رو گذاشتم تو وبلاگم اگه شما هم دوست داشتين اين كارو بكنيد، خوشحال ميشم // ۵۰٪ سهام اين وبلاگ به فروش می رسد، آيا وکيلم؟ // معني و مفهوم آن اين است كه: قصد داشتم كه يه دوست پيدا كنم براي: يك وبلاگ دو نويسنده، اما انگار همه دوست دارن تو وبلاگ خودشون بنويسن // پروردگارا مرا آن ده كه آن به //

شاعر چشمهای تو

صبور من! صبور همیشه عاشق! کاش دستهای خالیم را یارای همیشه نوازش کردن تو باشد! کاش واژه های ساده ام را لیاقت توصیف نگاه مهربار تو باشد! کاش باشی و باشم! ...یاریم کن تا از خاک ندانستن‌هایم برخیزم و برقله‌ی عشق تو بنشینم! ای همیشه سبز! همیشه آبی! فوران حس زیبای با تو تا ته دنیا بی‌خوابی! یاریم کن تا همیشه شاعر چشمهای تو باشم!

م.فریاد

سلام...عاشقانه های دلنشینی مینویسی.