برف!

سفر نكن خورشيدكم ، ترك نكن منو، نرو!

نبودنـت مرگ منه ، راهي اين ســفر نشو !

نذار كه عشق من و تو

هرگز به آخر برسه !

بري تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه !

گريه نمي كنم ، نرو! آه نمي كشم ، بشين!

حرف نمي زنم بمون ! بغض نمي كنم ببين!

اگرچه من به چشم تو كمم ، قديمي ام ، گمم

آتشـفــشان عـشـقــم و درياي پر تلاطــمم !

×ايرج جنتي عطايي نازنين×

 

برف!

 

شبيه عشق مي شوم!

شبيه دانه هاي برف! شبيه مجنون!

شبيه حافظه روياها!

برف مي بارد! مثل همه روزهايي كه گذشت!

خداست كه بر زمين جاريست! در اين روزهاي سياه!! برف مي بارد!

براي فراموش كردن سياهي! برف مي بارد!

براي ديدن دوباره قهقهه هاي كودكان! براي ما!

من نگاه مي كنم!

برف زيباست! شبيه قلب مهربان توست!

اين سياهی ست در انتظار برف !

باد مي آيد! گيسوانم را به باد داده ام!

از سمت روشني به سوي من ، باد مي آيد!

عطر تو را براي من مي آورد! همزاد نور! سالار سپيدي ها!

تو كه باشي از زيباترين زيباييهاي جهان زيبا ترم!

تو حرف مي زني و من ، به زيبايي زيباترين رويا ها مي شوم!

تو بايد باشي!

براي اينكه رنگ عشق باشم! شبيه رويا!

آينه حتي پاك تر از تو نيست! زلال ترين باران!

زلال تر از اشك اين روزهاي چشمانم!

شبيه حرفهاي تو ، شبيه شعرهاي تو ،

زندگي شبيه واژه هاي توست!

سكوتم را تنها تو مي شناسي نازنين!

سکوت راه چاره است!! تنها راه!

سكوتم كه سرشار از گفتني ها و بوده و هست!

مرا تنها تو مي شناسي!

لبريزم از تشنگي گفتن! سيرابم كن از اين واژه ها!

حرف بزن! به جاي من! براي من! تنها تو حرف بزن!

از همه چيز، من ، تو ، روشني!! ماه ، باران ، خدا ، عشق . برف!

لبريزم از گفتن ، اما به سكوت خو كرده ام!

آنچه تحمل سوز است ، من ، تحمل كرده ام! تحمل مي كنم!

تو باش! همين ! براي تمام بي زبانيهايم صدا شو!

حرف بزن! براي من! تنها براي من!

از هرچه گفتني ست!

از تنهايي هاي من!

به جاي من بخند ، براي من بخند!

كاش مي دانستي وقتي كه مي خندي از هميشه شادترم!

از هميشه زيباتري!

تو كه باشي ، تو كه مي خندي ، هيچ چيز اين جهان نمي تواند غمگينم كند!

دوستت دارم! همين!

دلتنگ خاطراتم!:

بدرود رود من! بود و نبود من!

 

ا.آ

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
shirin

سلام/جالب بود/موفق باشين

محمد

سلام...واقعا برف چقدر زيباست...خدا رو شکر که امسال خداوند رحمتشو بر ما بيشتر ارزانی داشته....اين قسمت شعرت چه قشنگ بود: لبريزم از گفتن ، اما به سكوت خو كرده ام...اميدوارم هميشه شاد و موفق باشی.

Bejan Baran

الميرا جان چه پاک و صميمی پاکی برف را گفتی. <لبريزم از گفتن ، اما به سكوت خو كرده ام!> با يك شعر عشق قرن 21 و نه معشوق به روزم. شاد زي

سهیل

سلام - از محبتت ممنون . نوشته زيبايی بود ... زيبا

ميثم يوسفي

کمم قديميم گمم/چکاوک محشره/و اما برف..برف..سفيد مون کرد اين چند روز./زيبا بود برفت/شاد باشی و درست عزيز دل!

lomex

سلامم...اول اينکه ديروز عصر هر کاری کردم نتونستم برات کامنت بذارم..و اما...دوم اينکه از اون شعری که داریوش اجراش کرده..خیلی خوشم میومد..مخصوصا اونجاش که با سوز میگه:حرف نمیزنم بمون..؛.شعر خودتم که دیگه هیچی..تو این روزای برفی یه حس و حال دیگه ای داره..؛ باد مي آيد! گيسوانم را به باد داده ام! از سمت روشني به سوي من ، باد مي آيد! ..؛.خیلی ترکیب دلپسندیه..واقعا افرین..راستی منم مثلا اپیدم..حتما خوشحالم میکنی..تا بعد..شاد زی و ازاد.

مهرداد

سلامممممممممممممم.خوبی ؟می بخشی من گفتم ميام اما بجا اينکه بيام دوباره تو وبلاگت بخون کجا رفته بودم.می دونی من ۲ هفته قبل وقتی برف ديدم کلی شور و شوق نوشتن داشتم با اينکه اندازه تو بلد نيستم خوب بنويسم اما وقت نکردم بنويسم حالا از اينکه تو انقد قشنگ گفتی لذت بردم.هميشه عاشق .هميشه شاعر بمون

مريم!

سلام خانومی ! ببخشيد که دير اومدم ! :( اول که اون شعر اوليه رو خوندم فکر کردم مال خودته ! انقده ناحارت شدم که نگو ! اما حالا خوشحالم که اون مال تو نبود و مال الی جون من هزار تا خوگشل تل اژ اون بود !! دومشت دالم ! اگه خواستی سرکی بکش آپيدم !