...

 

خسته م... انگار کوه کندم...

می ترسم! تو داری منو می ترسونی... دلم برای اون آدمی که بودی خیلی تنگ شده...

انگار همیشه وقتی داری با سرعت زیاد می دویی ، به شدت میخوری تو یه دیوار بتونی... من با سرعت خوردم تو دیوار، اما دارم دیوارو خراب می کنم، خودم زخمامو می بندم و آماده می شم بقیه راهو بدوم .. ولی اون دور دستها چند تا دیگه از این دیوارا هست... می ترسم...

کمکم می کنی ، نه؟ ...

دارم ساکت می شم... مثل آدمی که تحلیل می ره... صدا و شور و حالم، عشق و امیدواریم و رویاهام... می ترسم دیر بشه... خیلی بهت گفتم، خیلی ازت خواستم ... ولی... دارم ساکت می شم...

/ 3 نظر / 38 بازدید
(امیر علیمرادیان)

((یه حسی می گه تو هستی ، هنوز دستاتو من ، دارم داری دور می شی و میری ، محاله ، نه، نمی ذارم...)) با سلام و احترام با ترانه ای ریتمیک و ملودیک منتظر حضور شما می مونم (امیر علیمرادیان)

pouch

از آدمها میترسم...

negar

slm.eshgham matnet mano dark kard .kheyli liKe merc goli