تو در وصف نمی آيی...

چه بي تابانه مي خواهمت، اي دوريت آزمون تلخ زنده به گوري

…(احمد شاملو

)

 

شبيه باران! شبيه مجنون! دلتنگ توام!

همين براي اينكه به ديدنت بيايم كافي نيست؟

همين براي اينكه بيايي كافي نيست؟

شبيه رويا! شبيه تنديسهاي عاشقانه! دوستت دارم!

همين براي اينكه با من باشي بس نيست؟

همين براي اينكه خواب تو را ببينم كافي نيست؟

شبيه برف! شبيه زلالترينها! با توام!

همين براي اينكه تنها از پشت شيشه نگاهت كنم كافي نيست؟

بارانم! هنوز هم از دلتنگي هاي تو مي آيم!

مجنونم! هنوز هم به خاطر اينكه همه ي تو را بيابم،

تمام كويرها و دشتها و صحرا ها را بي هيچ منتي به دنبال تو مي گردم!

رويا منم! هنوز هم ماوراء را مي جويم و به هر

آسماني و بهشتي التماس مي كنم بگذارند به خواب تو بيايم!

بگذارند به خواب من بيايي!

تنديس عاشقانه منم!

اين منم كه هنوز دوست دارم تنديسي هميشه ثابت،

گوشه اي محو از اتاق كوچك مشتركت، روزها و ماهها و سالها بايستم ،

تنها به بهانه ديدارت!

برفم! سياهي هاي دنيا را مي پوشانم ،

تا چشمان مهربان معصومت تنها روشني! و سفيدي را نظاره گر باشد و بس!

حتي اگر قرار باشد ثانيه به ثانيه پا بر من بگذاري !

آخر حيف چشمان تو نيست؟

زلالم! و چون آب كه بر زمين ، بر خستگيهاي تو روانم !

آنچه زدودني ست ، من مي زدايم!

شبيه هرچه كه باشي، هرچه كه باشم ،

بخواهي يا نه، دوستم بداري يا نه ،

دوستت دارم! همين و هرچه باداباد…

 

بدرود ، رود من ، بود و نبود من…!

 

ا.آ

چه بي تابانه مي خواهمت، اي دوريت آزمون تلخ زنده به گوري…

 

ولنتاين هم مبارک! چون دير شده کوچولو نوشتم ، يعنی خجالت کشيدم!بابت ديرکرد!ا

 

/ 17 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
shirin

سلام/زيبا بود موفق باشين

"ترانه دار" !

سلام به همه ی دوستان.وبلاگ " اپيدمی ترانه " افتتاح شد ! زمان : شروع ِشيوع ِ اپیدمی ترانه سرایی در ایران لغايت ، ظهور ِنفر ِچهارم ِصف ! نگارنده ، سر پا تا سر سحر ! ، منتظر حضور شما خواهد ماند.

فري

سلام. ممنونم که سر زديد.

lomex

باز برف و باران و مجنون...سلام الی جون گل..خوبی شما؟؟؟ همه جای شعرت قشنگ بود ولی این تیکه ش خیلی جذابه... برفم! سياهي هاي دنيا را مي پوشانم ، تا چشمان مهربان معصومت تنها روشني! و سفيدي را نظاره گر باشد و بس! آپیدم ..خودشم ۲ تا

مهرداد

سلام.الميرا جان.فکر می کردم حالا که برگشت يبعد يه ماه عين قبلا زود زود با شعرات مارو تو احساست شزيک می کنی اما ميبينم که تو هم عين خودم دچار اين زمان سنگی هستی .منتظرم واسه شعرات/اخه شعرات مثه ماهن/واسه تاريکی شبها/...عاشق بمون.

reza

سلام خانم جون.اول ازتون تشکرات دارم که انقدر معرفت داشتين و با اسم و رسم و نشونی خودتون نظرتتون را داديد. يه توضيح ريزه ميزه هم ميدم و خلاص. به عنوون مثول شهيار خان يکی از بهترين کارهاش و تو ۱۸ سالگی مينويسه. - قصه ی دو ماهی - و مهمتر از همه ی اينا اساتيد و بزرگون حالا از جوونی خودشون بودن و از کسی تقليد نميکردن . يعنی کاری که صحروويی و باقی بر و بچ ميکنن. در مورد آرايشم اگه منظور نظرتون ترونه مکرم باشه ما گفتيم وختی که برای آرايش ميذاری واسه تمرين قافيه م بذار که قافيه هات اشتب نباشه. تو آخرش بگم ما فقط ميخوايم اصلاحات راه بندازيم. گرچه بر و بچ ترونه نويس انقدر مغرور و کينه ای و ترسو و بزدل و خودشیفته هسن که درس بشو نيسن . ديگه پايون. يا الله.

کوروش

سرکار الميرا ؛ ۱۷ سالگی اردلان ؛ مستی بود . ۲۰ سالگی شهيار ؛ قصه دوماهی بود . اما اين ترانه کشها ؛ دغدغه ای برای ترانه خوب ندارند . بحث دوستان هم ؛ آرايش مکرم نيست . سطحی بين نباشين اينقدر . اينا نه استعداد دارند ؛ نه توان نه تلاش .

الميرا

کوروش جان : با اینکه بی نام و نشان هستی اما برای حرفهایت پاسخ دارم،۱) حرف آرايش ترانه خانم را من نزدم، همين دوستان مصلح ترانه ايران شما زدند و من هم گفتم در نقد تنها کار است که بايد نقد شود نه زندگی شخصی و ظاهر افراد،آنهم با لحن درست، اين از بحث سطحی بودن من، ۲) من نگفتم ترانه سرايان عزيز و به نام و خاصی چون نامدارانی که نام بردی، در سن کم ترانه خوب نداشتند، من گفتم ترانه هاشان به پختگی ترانه امروزشان نبوده و بايد توجه داشت که ترانه در ايران بعد از انقلاب جوان است و بايد زمان داد و من مطمئنم صادقانه و بی طرف که بنگريم در ترانه های جوان امروز هم ترانه خوب می بینیم. برای بررسی يک ترانه سرا بايد مجموع کارهای اورا ديد نه يکی دو ترانه را.