به خاطر تولدت!

به بهشت نمي روم اگر مادرم آنجا نباشد!

حسين پناهي

….

................... 

نگاه مي كنم! مي بينمت همه جا!

صدايت را مي شنوم! از همه چيز!

نيستي؟؟!

باور نمي كنم!

نمي شود كه من باشم و هستي باشد و تو نباشي!

مي دانم كه پنهاني! در جايي از همين خانه!

و با آن دو ني ني پر شور چشمانت به من مي نگري!

امروز روز زيبايي است!

 نه! نه! بهترين روز دنياست!

اين را ديگر همه مي دانند!

از تو بودن بزرگترين افتخار من است!

صلابت نامم از استواري حضور نام استوار توست!

و سبزي وجودم از رنگارنگي وجود توست!

فرشته شيشه اي من!

مرا ببخش! هميشه! اگر بر بلور پاك وجودت خطي كشيده ام!

اگر كه شيشه قلبت را شكسته ام!

ببخش !

براي زيستني آرام و مرگي آرام بخششت را نيازمندم!

مرا ببخش خواندني ترين! نوشتني ترين!

اگر كه زبان حقيرم را ياراي خواندن حقيرترين سرود از تو نيست!

اگر كه واژه ها در خور تونيستند!

من اغراق نمي كنم! هر آنكس كه فرشته ام را مي شناسد

كلامم را در باور مي كند!

مراببخش اگر هميشه براي

از تو گفتن و ستايشت عاجزم!

مثل هميشه يك كيسه كلام دارم و دستاني خالي!

اما باليدنم به دستان تو هميشگي ست!

به دستان معجزت!

به دستانت كه سرشار از بهترينهاست!

حالا ديگر مي دانم خوبي و گذشت و ايثار و مهرباني و پاكي ،

چرا سالياني ست كه كيميا شده است!؟!

زيرا پس از ميلاد تو همه را ، يكجا ، در وجود تو خلاصه كرده اند!

از خزان تلخ خانه بي تو دلگير نيستم!

نه! نه براي اينكه

بهار وجودت را كم نمي آورم! نه!

براي اينكه مي دانم گوشه اي از آن سرزمين يخي و آدمهاي يخي

سالهاست كه حضور بهاريت را نيازمند است!

مي دانم كه خزان اينجا داشت شكوفه هايت را به سرما مي داد!

مي دانم كه كساني تورا انتظار مي كشيدند و

طاقت بسيارت را هجر آزرده بود...

مي دانم كه باز مي گردي!

مثل روزهاي با هم ، اما اينبار بي من!

مي دانم كه باز مي گردي و بهار و عشق و سرور را چون خورشيد

سخاوتمندانه بر من مي تابي!

چه اهميت دارد!

گذاشتم چندي هم زمستان هميشه اشان را هرم وجودت

گرم كند!

تو از آن مني! و ديگر هيچ!

چشمانم را مي بندم! از تصور چشمان گريانت زندگيم مي لرزد!

بخند فرشته بانو!

چون من بر بي رحمي هجر بخند!

زندگيم را بگير اما گريان نشو!

چشمان تو مال من است!

به رسيدن بيانديش ، به ديداري ديگر!

بخند فرشته بانو!

پوست من و تو كه ديگر بايد كلفت شده باشد!

چون من به جاودانگي هجر پوزخندي تلخ از اطاعت بزن

و به هراسهاي آنها كه اكنون مي دانم كنارت ايستاده اند

 و چون تو بغضي غريب دارند ،

قهقه اي لبريز تمسخر بزن!

ريشه هاي من و تو كه ديگر از اين تيشه ها نمي هراسند!

مي دانم كه چون هميشه از واژه هاي حقيرم به اشك مي نشيني!

حتي اگر شادمانه ترين سرود را بخوانم! بخند!

گريستن هرگز دردي را درمان نبوده است!

چشمانت را ميازار! فرصت ديدن هميشگي نيست!

خوب نگاهشان كن!

بگذار، براي روزهاي بي تو،

نگاهت را بگذار!

چشمان تو از آن من است و ديگر هيچ!

بگذار بدانند كه نگاهشان را كه با خودم آورده بودم

از فرط نگاه كردنم پوسيده است!

اگرچه ايمان دارم هيچيك ، هيچ شبي ،

چون من ، با آغوشي لبريز از عكسهاي پوسيده به خواب نرفته اند!

و در نهايت مي داني؟! هيچ چيز اين جهان امروز نمي تواند غمگينم كند!

بخند! امروز روز ميلاد توست!

و هيچ چيز از تو مهمتر نيست! فرشته بانو! بخند!

لبريزم از تو!

ميلاد تو زيباترين اتفاق دنياست! دنياي زيباي من!

بودنم از توست! و زندگانيم پيشكشت اگر که باشد ، کم است!

فرشته بانو! باشد كه اين زمين اهريمن زده را از عطر فرشته بودنهايت لبريز کنی...

دعايت نگهبان من است و دعايم نگهبان توست!

بخند! بخند فرشته بانو! براي دل كندن از نوشتن از تو ! بخند!

دوستت دارم! پايا و هميشگي! همين!

مي بينمت! همه جا!

صدايت را مي شنوم! از همه چيز!

ا.آ

.........................

مداد زرد پاك كن سرخ

مداد تراش برات خريد!

رو سينه سفيد دفترچه يه خط برات كشيد!

يادت مياد يادت مي داد

آدمكها رو رنگ كني

دنيا رو تو نقاشيات شكل خودت قشنگ كني!

روز اول مدرسه گريه مي كردي واسه اون

تا تو بغل بگيردت يه مادر خيلي جوون

بزرگ شدي نامي شدي واسه همه حامي شدي

از خاطرت نره كه يه روز تو دست اون جا مي شدي...

...ژاكلين...

مادر عزيزم تولدت مبارک!!!!

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
سياوش احدی

به به! الی خانم! بابا ای ول! شاعريت جای خودش! معلومه از اون دخترای گلی ! آفرين دختر خوب! خوش به حال مامانت! من همیشه بلاگتو به مامانم نشون می دادم ایندفه ندادم! دردسر می شد! سرکوفت می زد بهم! ببخشيد يه مدتی نتونستم بيام کامنت دو مطلب قبلم برات گذاشته بودم اما نيست! :)) به هر حال اونا هم بی نظير بود اميدوارم اين بياد! موفق باشی.بای باي

mehrdad

سلام الميرا جان.مثل هميشه قشنگ بود.خوشحالم که داری تند تند اينجا چيز می نويسی.فقط يه سوالی به وجود اومده برام الان که شعرت رو خوندم و همينطور شعر قبليت رو.فقطاميدوارم که من اشتبا فکر کرده باشم و جای مادر خالی نباشه.يه وقت اگه فکرم نا مربوطه ببخشيد.یه بار دیگه میگم خيلی خيلی زيبا بود . اميدوارم هميشه شاد باشي و عاشق.

Fateme

salam.azizam...emroz yekshanbe saate 1130 sobh ba mamanet neshastim va in shere zibayat ra khandim va lezat bordim alan mamanet pisham neshaste va jaye khali to inja bishtar ehsas mishe ,,,,az inhame ehsas latif, zoghe sarshare, va rohe ghavi to ,,ehsase khobi behem dast mide ke chon man mesle to ghoveye bazgoii khobi nadaram nemitonam ziad ehsasam ra ba kalamat neshan bedam faghat migam ke to ham mesle mamanet baese eftekhare man va baghie hasti ..be omide dobare didane to hastam va ba in omid ke dobare rozi tora dar aghosh begiram ..felan favarane ehsasat nemizare bishtar benevisam mibosamet.. khale fati..

مريم !

سلام ! بابا چه شعر بلندی من شرمنده نتونستم همه ش رو بخونم اما تا همونجاشم که خوندم خودش يه عااالمه قشنگ بود ! دست قلبت درد نکنه که اينقده شعرای قشنگ قشنگ ميگه ! تولد مامانيتم مبارک ! خوش باشی و سلامت !

ageyerouz

سلام خيلی زيبا بود. قلمه زيبايی داري، امیدوارم که همیشه مثل الان در راه عشق و ایثار و محبت ازش استفاده کنی. شاد و تندرست باشی!

lllll

سلام الميرا جان اولين باری بود که به اينجا اومدم و وبا تمام وجود نوشته هات رو لمس کردم وبا چشمانی اشک بار وبلاگ زيباتو ترک کردم موفق باشي

منصور

سلام الميرا جونم.تولد مامانت مباااااااااااااااااااااااااااااااااااارک.راستی با جمله ی اول خيلی حال کردم.مال حسين پناهی.آخه من حسين پناهی رو خيلی دوست داشتم.چند وقت قبا هم که فوت کرد کلی گريه کردم واسش.از بس اين آدم ساده و در عين حال فهميده بود.منم به بهشت نمی رم اگه مامانم نباشه.اصلا اگه نباشه کی صبح ها منو از خواب بيدار کنه؟تازه بدونه مامان که زندگی کيف نداره.مامانه ديگه.واسه مامانت يه هديه ی توپول بخر و براش بفرست تا حسابی حال کنه.راستی ببخشيد دير اومدم.لينکتو گم کرده بودم.مرسی

الميرا

اااا جان! : سلام! هيچ نشانی حتی يک اسم نذاشتی که من تشکر کنم! خوشحالم که اومدی اگه بازم سری زدی اسمی چيزی بذار! ممنونم....و خوشحالم که دوست داشتی اما اشک نريز ديگه!!

فرشید

سلام شبت خوش انشالله موفق باشی و بالاخره کی از شما خانومهای شاعر و بلاگر نویس بشه پروين اعتصامی دوم موفق باشيد پاينده در پناه يزدان پاک

محمد

سلاممممم....مبارک باشه!...صد سال به اين سالها... چقدر دلم برا مامانم تنگ شده...شاد باشی.