پيله...

 

حرفهای شيرين؟ با من؟ منی که از اين پيله رهايی ام نيست؟!

منی که اين روزها خلاصه شده ام در :

خستگي، تنهايي، درد، دلتنگی، بی خوابی، سردردهای هميشه ی وحشتناک،آرزوهای کوچک و محال، انبوهی خاطره که مثل سايه همه جا دنبالم هستند، بهت، خنده های زوری و پوچ و اين سردردها، اين سردردها...

لحظه ای صدهزار و چندين بار

از خودم انتقام می گيرم

رنج اين لحظه هامو ببين و بفهم

دارم از سر درد می ميرم...

( الميرا آقازاده )

 

حرفهای بسيارم بماند برای بعد، فقط اينکه:

شماره ی جديد نشريه ی اينترنتی پيله های شيشه ای منتشر شد:

www.glassyguards.com

 

زير آوار فرو ريخته ی عشق، از دلم چيزی نمونده که به تو بسپارم...

 

اين روزها ، هر چند شنبه ای که باشند ، برايم طعم زهر می دهند و شکلی به جز خستگی و سردرد ندارند...

 

/ 47 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا افشاری

سلام ای داد بی داد شما که هنوز به روز نکرديد اگرچه به روز نيستيد بهروز باشيد

بهاره مکرم

دوباره سلام الميرای خوبم به اين اميد آمدم که نوشته های جديدت رو بخونم و مثل هميشه لذت ببرم.من هم به روزم با کمی درد دل ....موفق باشی دوست خوبم

مهرداد

سلام المیرا جان . حال من هم ، در همون چیزهایی که گفتی ‏خلاصه می شه البته به غیر از سردرد . و من علاوه بر اونها ‏تازگی ها ، دارم از امیدوار بودن هم ناامید می شم . اوضاع بدیه . ‏اما با این وجود ، امیدوارم این چند روزی که تا کنکور مونده ، ‏حالت برخلاف این چن خط باشه و بتونی حال کنکور رو ، ‏اساسی بگیری . اونوقت می شه امیدوار بود که نوشته های اینجا و ‏اونجا (پیله ها..) ، دوباره پر شن از امید و عشق و خوندنش آدم رو ‏سرحال بیاره . شاد باشی و در عبور از کنکور موفق .‏

رحمان خرامان

سلام وبلاگ شبخون با یک ترانه به روز شد. سر بزنید و نظر بدید.ممنون

محمدرضا شيرزاد

www.vahidarabani.blogfa.com حتما يه سری بزن الميرا جان

علی

استفاده کردم . موفق باشید